يار ما ...

به حسن و خلق و وفا کس به يار ما نرسد تو  را  در  اين  سخـن  انـکار  کار  ما  نرسد اگر  چه  حسن  فروشان  به جـلوه آمده‌اند کسي  به  حسن و ملاحت به يار ما نرسد بـه  حق  صحبت  ديرين  که  هيچ  محرم راز بـه   يار   يک   جهـت  حـق  گزار  ما  نرسد هزار   نـقـش   برآيد  ز  کلک  صنـع  و  يکي بـه    دلـپذيري    نقـش    نـگار    ما   نرسد هزار     نـقد     بـه     بازار     کائـنات     آرند يکي   بـه   سکـه  صاحـب  عيار  ما  نرسد دريغ    قافـلـه    عـمر    کان   چنان   رفتـند کـه   گردشان   بـه   هواي   ديار  ما  نرسد دلا  ز  رنج  حسودان  مرنـج  و  واثـق  باش کـه    بد    بـه    خاطر   اميدوار   ما   نرسد چـنان  بزي  که  اگر خاک ره شوي کس را غـبار    خاطري    از    ره   گذار   ما   نرسد بسوخـت  حافظ  و  ترسم که شرح قصه او بـه    سمـع    پادشـه   کامـگار   ما   نرسد

/ 4 نظر / 7 بازدید
marzieh

می گفت ملاحت مال عالم بالاست..می گفت به ملاحت می گن نمک!اين که بعضی ها دلنشين می شن مال همين ملاحته که از اون ور بهشون دادن...دکتر الهی قمشه ای اينا رو می گفت!...هميشه اينو تو ذهنم دارم:حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت....می گفت:اين که اول دعای سحر گيم:اللهم انی اسئک من بهائک بابهاه...يعنی جمال و جلال رو داريم با هم می خوايم....و بعد جدا جدا هم تو دعا از خدا هم جمال می خوايم هم جمال.........

marzieh

يک از دوستهای بابام بود...يه بار اتفاقی ديدمش...سرم رو که اوردم بالا و چشمم به صورتش افتاد از صورتش نور می باريد...يه کلمه باهاش حرف نزدم...هيچی ازش نمی دونستم ولی ناخودآگاه احساس کردم چه قدر اين آدم دوست داشتنيه!دکتر الهی قمشه ای می گفت اونا که کار درستند محبوب القلوبند...داشن اين شعر رو معنی می کرد که:سبزه ی خط تو ديديم و ز بستان بهشت...بطلب کاری اين مهر گيا آمده ايم...می گفت:اين مهر گيا همون محبوب القلوب شدنه...ملاحت...دلبری.....

marzieh

خلاصه اش يار ما اين دارد و آن نيز هم..دو نقطه دی

marzieh

امروز کلی اينو برا خودم خوندم:شد ان که اهل نظر بر کناره می رفتند..هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش...هی خوندم که يه ذره آدم شم اين قدر بهم می گن ف تا فرحزاد سر مردم رو با حرف زدنم نبرم...خيلی تاثير داشت نه؟يه شعر نوشتی هر چی تو ذهنمه دارم می نويسم....شرمنده....يه چيز ديگ بگم می رم!!!دو نقطه دي!!!دكتر مي گفت :آدم خيلي موقعها به خاطر طعن حسود بايد خدا رو شكر كنه..مي گفت خيلي موقعها اين طعنها نعمتند و لي خود آدم نمي فهمه.......ديگه به جون خودم رفتم....خدافظ